از رضا بابایی چه می دانید؟

محمد نوری، ۱۵ فروردین ۱۳۹۹

رضا بابایی استاد و پژوهشگر برجسته دین و ادبیات کشور را حتما در رسانه ها دیده آید. آدمی خوش فکر و پر کار بود چند سال سرطان داشت و سال گذشته به رحمت خدا رفت. خاطره‌ای درباره او نوشتم. برای شما می فرستم:
سال گذشته (۹۹) در هفته کتاب که وزارت ارشاد و ادارات ارشاد در استان ها برگزار می شود یک کتاب از من به عنوان کتاب سال در استان اصفهان اعلام و دعوت شدم . از قم به اصفهان رفتم پدر مراسم شرکت کردم. در این مراسم اسم رضا بابایی هم به عنوان نویسنده برتر و کتاب شرح مثنوی او به عنوان کتاب برگزیده و برتر اعلام شد. من که رضا را می شناختم و می دانستم او اصفهانی نیست و قزوینی است پی گیر بودم. متوجه شدم چون ناشر اصفهانی بوده در این مراسم شرکت داده شده است. اما چند نکته اتفاق افتاد که جالب است بدانید:. وقتی مجری اسم رضا بابایی را خواند و پس از چند ثانیه گفت خانواده رضا بابایی بیایند تقدیرنامه را تحویل بگیرند . ولی کسی نرفت زیرا خانواده اش نبودند.این حادثه یادآور مظلومیت او انداخت. کسی که برای کتاب و فرهنگ این کشور بسیار کوشیده بود اما در جلسه ای که همگی نویسنده و شاعر و اهل علم و فرهنگ و کتاب بودند هیچ سخنی از او به میان نیامد.وکسی او را معرفی نکرد. اساساً احساس کردم کسی او را نمی‌شناسد. به من اجازه ندادند دو دقیقه حرف بزنم به رغم اینکه درخواست کردم. در واقع نهادهایی چون وزارت ارشاد موظف اند این گونه سرمایه های ملی و بزرگ فرهنگی را با روش علمی معرفی کنند نسل جدید و جوانان را نه تنها با این چهره‌ها آشنا سازند بلکه الگو سازی و فرهنگ سازی کنند. میشد مدیر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان اصفهان یه جای حرف های غیر سودمند دو دقیقه به معرفی مرحوم رضا بابایی اختصاص می‌داد. به هر حال این رخداد در من خیلی اثر گذاشت و گفتم مسئولان فقط از اشخاص فرهیخته برای منافع خود استفاده می کنند. خود این اشخاص باید در فکر جامعه خودشان باشند.
بایسته ها
در ادامه خاطره ای که نوشتم باید توجه داشت بابایی سرمایه و گنجینه ای کم مانند است. لازم است ماخذشناسی برای او تهیه شود . نیز همه آثار ش جمع آوری روی یک سایت گذاشته شود.
همچنین عکسهای او و دیگر متعلقات اجتماعی و فرهنگی او جمع‌آوری شود.

 

دغدغه‌های رضایتمندانه
مرحوم بابایی چه تفکری داشت و متعلق به کدام جریان فکری است؟ در سفر هایی که گاه در کنار ایشان بودیم و در جلسه های محققین در روز های شنبه در باره مسائل مختلف بحث می‌شد.با نگاهی به آن مباحث میتوان به افکار و دغدغه های بابایی پی برد. او دنبال پست و مقام نبود. اما ذهن جوال و فعالی داشت و دائم به مطالعه مشغول بود. در واقع دنبال یافتن حقیقت بود. رویه منتقدانه داشت. هر چیز ولو مشهور و متعارف را به آسانی نمی پذیرفت . به اصلاح دینی و پالایش فرهنگ دینی معتقد بود.هر متنی هر چند تألیف افراد مشهور براحتی قبول نمی کرد و با دقت مطالعه نموده و سپس به نقد آن می‌پرداخت. او را میتوان روشنفکری دانست که دغدغه دین هم داشت. خود را ملتزم به آموزه‌های اصیل اسلام می دانست. بسیار از متدین های نمایشی و ریایی متنفر بود. اینان را کاسب کار دین و کسانی که به نام اسلام دنبال کسب ثروت و موقعیت اجتماعی هستند معرفی می کرد. از ریا و تظاهرات مقدس مآبانه گریزان بود. درون و بیرونش یکی و رفتار های ظاهری اش حاکی از محتوای ذهنی و قلبی اش بود. سخت به مردم و کارکرد و نقش جامعه فکر میکرد و دائم به مقولات اجتماعی می اندیشید. هر جا مجال می یافت به ویژه اگر به رسانه ای دعوت می شد مسائلی چون بی عدالتی و فقر و تبعیض های مختلف را نقادی می کرد. ظلم و جور اجتماعی را برنمیتافت و با شجاعت به انتقاد از عملکرد ظالمان و جائران می پرداخت. زندگی ساده و از نظر مالی در سطح پایین داشت با قناعت زندگی می کرد. ولی خانواده دوست بود و زندگی گرم و شیرین داشت.
ادبیات فارسی را دوست و عزیز می داشت به ویژه به اشعار مولانا علاقه مند بود.ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی را محترم شمرده و به جمع اسلام و ایرانیت می اندیشید. از نظر اخلاقی بشاش دارای محاسن و گریران از رذایل بود. با دوستان دائم المعاشرت و اهل رفت و آمد و دوستی بود . دوستان را برای دوستی نه برای منافع خودش می خواست. لازم است نسل جوان و آیندگان اینگونه شخصیت ها را بشناسند و همواره آنان را عزیز بدارند. زیرا اینان سرمایه های ملی و مذهبی ما هستند.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *