شب قدر و رسالت شیعی بودن

محمد نوری/ ۱۷ تیر ۱۳۹۴

شب قدر است مشغول مطالعه مقدمه آقای جودت القزوینی بر کتاب منهج الرشاد هستم. همزمان مراسم‌های چند جا را هم از رادیو گوش می‌دهم. حساس شدم، چرا واعظان و مداحان و نوحه‌خوان‌ها به مطالب مهمی که در سرنوشت شیعیان مؤثر بوده و هست، نمی‌پردازند. کشف مطالب تکراری و فقط تکیه کردن بر احساسات و کمتر به بالا بردن شعور مردم پرداختن تا کی؟ لذا فکر کردم به مناسبت شهادت امام علی(ع) یک قطعه تاریخی مهم را به اختصار بنویسیم.
محمد بن سعود دولت آل سعود را تأسیس کرد و پسرش عبدالعزیز بن سعود (۱۱۷۹-۱۲۱۸ق) قلمرو و اقتدار این دولت را گسترش داد. در دوره زمامداری ۳۹ ساله عبدالعزیز بارها به نجف اشرف و کربلا حمله کرد و تلاش داشت مرقد امام علی(ع) و تربت پاک امام حسین(ع) را کاملاً نابود کند. حتی به این هدف قانع نبود و تلاش داشت مردم معتقد به این امامان را هم کاملاً از بین ببرد. از این‌رو هر کس سر راهش بود می‌گشت و نسل‌کشی وسیعی به راه انداخت و در برخی از حملات به خزانه‌ها دست یافت و اشیاء بی‌نظیر را به تاراج و غارت برد.
تاریخ این حملات و اسناد و مدارکش موجود است هرچند شیعیان با این همه مراکز تحقیقاتی هنوز یک آرشیو کامل برای این موضوع ندارند، هنوز فیلم نساخته‌اند، هنوز آلبوم عکس ندارند و هنوز تاریخ جامع تدوین نکرده‌اند چه برسد به اینکه لجنه حقوقی تشکیل دهند و به مجامع و سازمان‌های بین‌المللی شکایت برند و به اتهام نسل‌کشی و غارت فرهنگ بشریت، آل سعود را پای میز محاکمه بکشند. هدفم فعلاً نوشتن تاریخ حملات نبود، بلکه می‌خواهم از تلاش‌های شیخ جعفر کاشف الغطاء نکاتی را به مناسبت شهادت امام علی(ع) بنویسم. اکنون داعش خطری است که منطقه را تهدید می‌کند و هرچند گاه شاخ و شانه می‌کشد که حرم‌های ائمه را در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا فلان می‌کنیم. آیت‌الله العظمی سیستانی چند بار با بسیج عمومی جلو آنها را گرفت. در اواخر سده ۱۲ و اوائل سده ۱۳ق سپاه آل‌سعود و وهابیون با جمع‌آوری لشگری بزرگ از بیابان‌گردان حجاز به نجف حمله‌ور شدند. رهبر شیعیان در آن زمان آیت الله شیخ جعفر کاشف الغطاء (۱۱۵۴-۱۲۲۸ق) به خوبی شیعیان را بسیج کرد، سپاه تشکیل داد، آموزش نظامی به آنها داد، توپ و اسلحه‌های سبک و سنگین خرید و در مقابل لشگر آل‌سعود ایستادگی کرد و آنها را در همه حملات شکست داد.
کاشف الغطاء دانشمندی بود که رهبر مقتدر آل‌سعود یعنی عبدالعزیز به او نامه نوشت و اتهاماتی به شیعیان مثل شرک زیارت مقابر را مطرح کرد. او کتاب منهج الرشاد را در پاسخ او نوشت و به تفصیل و با استدلال و با احترام کامل حرف‌های عبدالعزیز را نقد کرد و از عقاید شیعه دفاع نمود. این کتاب را در ۱۲۱۰ق نوشت. اما وقتی عبدالعزیز با خبر شد که عبدالعزیز درصدد حمله به عتبات است و امیر عراق هم توان مقاومت و دفاع ندارد، خودش وارد میدان شد، اطراف نجف و کربلا را حصار کشید و مانع و سنگر ساخت، سپاه تشکیل داد و گروه‌های نظامی را آموزش داد و انواع اسلحه‌ها را برای آنها تهیه کرد. از سال ۱۲۱۶ تا ۱۲۲۱ق حداقل پنج حمله مهم به عتبات توسط وهابیون بود، همه را دفع کرد و آنها را شکست داد. مگر یک یا دوبار، وهابیون به روش حمله و گریز، به سرعت و ظرف چند ساعت به شهر حمله کرده و پس از کشتار مردم و غارت شهر فرار می‌کردند.
بهرحال نجف و کربلا و دیگر عتبات با دشواری فراوان به دست ما رسیده است. اما مهم‌ترین دشمن عتبات، وهابیون و گروه‌های منشعب از تفکر وهابی مثل داعش هستند. تعجب این است که چرا واعظان نکات و مطالب سودمند را برای مردم نمی‌گویند؛ چرا فرهنگ سازی نمی‌کنند و چرا برای رشد و ارتقایِ دانش و شعور مردم تلاش نمی‌شود. در مناطقی از جهان، حوادثی در مقیاس‌های بسیار کوچک‌تر بوده مثل کشتار ارامنه در ترکیه، ده‌ها فیلم ساخته‌اند، آرشیوها، آلبوم‌ها، کتب و مقالات فراوان، تشکل حقوقی ایجاد کرده و شکایت کرده‌اند. این روز را ثبت بین‌المللی کرده‌اند.
اما حوادث مرتبط به نجف اشرف یا کربلا که بسیار هولناک بوده است، نه کسی اطلاع دارد نه روی منابر گفته می‌شود و در نتیجه نه حرکتی و نه اقدامی.
امشب شب قدر است حداقل ۳ مرکز که مراسم دارند را مشغول گوش دادن هستم، غیر از دعا و قرآن که خیلی مطلوب است ولی از نظر فکری هیچ نکته‌ای بر معلوماتم افزوده نشد. با خود گفتم اگر حداقل مقدمه‌ای جودت بر منهج الرشاد و در یکی از این مراسم گفته می‌شد نتیجه‌گیری می‌شد، چقدر سودمند بود؟

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *